سلام ... دیدی باز اخمالو بودی بام حرف نزدی من قاطی کردم دوباره دیشب لنزامو در نیاوردم و خوابیدم .. الان چشام یه ذره اینجوریه و با وجوده اینکه خیلی چشمام درد می کنن ولی با کمال پر رویی آمدم پای کامی تا برات بنویسم (دقیقا عینکه من اینجوری شده بس که باهاش خوابیدم و دسته هاش شل شده با این آیکونه بسی حال کردیمممممم )
جیجلی هیچ می دونی چقدر وقتی صدات گرفته است اذیت میشم ؟ 
دیشب خوابم نمی برد همه اش توی تختم غلت می زدم و به این فکر می کردم که گیگیل جانه من چشه ؟ برای همینم یادم رفت لنزامو در بیارم و الان دو تا چشام ورم داره تازه این کارم نکردم ( دعوام نکن عزیزم همه اش تقصیره خودته )
عزیزه دله مهربونم تو که فقط نبایدحقوقاتو بهم بدی یا وقتی پروژه ای رو تموم می کنی و خوشحالی در موردش بام صحبت کنی ... من باید وقتایی که تو محیط کار خسته میشی و مشکلی داری هم توی لحظه هات سهیم باشم .. اینجوری احساس می کنم تنهایی داری همه ی سختی ها رو تحمل می کنی و من همراه خوبی نیستم برات 
گلم می دونم الان اعصابت خورده و در اینجور مواقع دوست داری تنها باشی برای همین عصر بهت زنگ می زنم ... امیدوارم زودتر بهم بگی که توی شرکت چی شده که اینقده در عرضه دو ساعت اعصابتو بهم ریخت 
چند شبه همش خوابه گیگیلی می بینم خواب می بینم با گیگیلم رفتیم خونه بخریم .. ماشین بخریم .. خلاصه بخر بخریه که بیا و تماشا کن 
فکر کنم تو قرعه کشی بانکه ملت یا بانک کشاورزی شمش طلا یا زانتیا ببرم اعتماد به نفس و امید داشتنو حال کردید ؟ 
دیروز سره کلاس استادم یه سوتی داد.. خفن!!! 
کلاس شلوغ بود و اکثر بچه ها حواسشون به حرفای استاد نبود.. من و لاله تند تند داشتیم جزوه بر میداشتیم ( از اون نوع جزوه برداشتنا که وقتی استاد بینش عطسه میکنه توی جزوه می نویسن اینجا استاد عطسه کرد و بعد .... )
خلاصه ما شدید مشغول جزوه نویسی بودیم بعد استاد می خواست بگه : " ون آی ام یوسینگ د لنگواج " برگشت گفت : ون آی ام گو..... بقیه ی عبارت مذکور د لنگواج" بعد خیلی ریلکس برگشت گفت : " اکسکیوز می آی مین آی ام گو..ینگ د لنگواج " دقیقا با این حالت 
آقا ما دو تا رو می گی اولش این شکلی همو نگاه کردیم بعد دیگه بعدش دو تایی ترکیدیم از خنده جالب اینه که بقیه بچه ها اصلا نفهمیدن موضوع چیه 
خلاصه که این گو..ینگ آف لنگواج باعث شد استاد ما رو از کلاس بندازه بیرون
امتحانا هم که نزدیکه و من از استرس و دلشوره دارم میمیرم
یعنی این ترم من فارغ التحصیل میشم آیا ؟ 
آخه این ترمه خیلی بهم سخت گذشت در کل ۱۵ واحد بیشتر ندارما ( البته ۴ واحدم معرفی به استاد دارم که اواخر مرداد می خوام امتحان بدم ) از این ۱۵ واحد ۳ واحدش عمومیه که خوب نو پرابلم ولی ۱۲ واحده تخصصیش پوستمو کنده
از مکتب های ادبی دکتر احمدیان مثله چی می ترسم به خاطره همین ۴ ورژنه مختلفه جزوه کپی کردم از بچه ها
از کلیات زبانشناسی استاد دهقانم می ترسم آخه کلاساش با کلاسای مکتبم تداخل داشت و نمی تونستم برم سره کلاساش قرار شد خودم بخونم و فقط برم امتحانای تو کلاسی و آخره ترمو بدم
برای روش تدریس و آزمون سازی زیاد نگران نیستم آخه هم تقریبا مشکلی توشون ندارم هم اینکه از ۴ تیر تا ۱۲ تیر براشون وقت دارم 
در اینجا لازم می دونم که بگم دوتا از امتحانای بنده توی یه روز به فاصله ی دو ساعت از همدیگه می باشد و دلتون باید به حاله من خیلی بسوزه چون یکیش ۴ واحدیه 
نقد ادبی هم خدا وکیلی خیلی مطلب داره که همش می ترسم نظریه های ارسیتاتل و هوراسو لانگ جاینسو درایدنو جانتان سوئیفتو وردزورثو با هم قاطی کنم . 
یه پروژه هم دارم که باید تا ۲۶ خرداد ارائه بدم که هنوز یه خطم ازش ننوشتم
خدایا یعنی میشه من فارغ التحصیل بشم؟
بعد برم کلاسه شنا و خیاطی و آشپزی و گیتار و سونا و خود آرایی و خلاصه هر کلاسی که اونایی که کار ندارن میرن ثبت نام می کنن تا اوقات فراغتشون باهاش پر کنن 
از یه طرفم برای امتحانای گیگیل نگرانم بچه ام الان ۴ ماهه که همه ی وقتشو گذاشته برای کارای شرکت 
البته می دونم شوشوی من نابغه است مشکلی توی پاس کردنه واحدا نداره (الهی فداش بشم من )
اما دلم نمی خواد معدلش بیاد پایین ( معدله کله جیگملم ۱۷ )
از یه طرفم عشقول زیاد به کلاس رفتن اعتقادی نداره ( قربونش برم من با این اعتقاداتش )
سر همین اعتقاداتشم ترمه پیش جزوه ی یکی از درسا رو نصفه داشت و سره جلسه ی امتحان فهمید وخلاصه کلی اعصابه دوتامون خورد شد 
البته بگما همه اش تقصیر دوستای بی معرفتشه که جزوه ی کامل بهش نداده بودن 
راستی نظرتون راجع به بلک انگلیش چیه ؟ با وجوده اینکه برای لو کلاساست اما من یه جورایی داره ازش خوشم میاد 
پ.ن : موبایلا از صبح قطع شدن آخه این چه وضشه ؟  |