Tora doost daram
خرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 23 خرداد ماه سال 1386
بعد از 13 روز ....

بر ماسه ها نوشتم

دریای هستی من

از عشق توست سرشار

این را به یاد بسپار

                                          فریدون مشیری

داشتم فکر می کردم که شاید من قلم خوبی ندارم ..

 ولی اون روزای اول که تازه وبلاگ نویسی رو شروع کرده بودم ، وبلاگم برای من شکل یه دفتر خاطرات رو داشت که راحت حرفهای دلم رو توش می نوشتم و هیچ وقت فکرشم نمی کردم که کی اینو میخونه ..

مینوشتم ... برای تو می نوشتم و انگار که داشتم برای خودم می نوشتم .. من و تو نداریم که

 الان وقتی آرشیو اون روزها رو می خونم مثل این میمونه که دفتر خاطراتمو می خونمو کلی لذت میبرم ...

ولی این روزا دارم از خودم دور میشم .. چیزایی نوشتم که دیگه خاطره ای توش نیست .. هیچی ...

دنبال علتش تو مغزم میگشتم .. چرا ؟ چرا دیگه نمی تونم اونجوری بنویسم .. ؟
اون اولا که شروع کردم .. هیچکس رو نمی شناختم .. با وجود حقیقی بودن شخصیت خودم ... کسانی که مطالبم رو می خوندن مجازی بودن .

. ولی با گذشت زمان .. آدمای اطرافم حقیقی شدن .. چه تو خود نت .. تو چت .. چه با صحبت کردن باهاشون خارج از نت ...


حقیقی شدن و شدن مثل دنیای خارج از نت ... اون بالغ درون که اجازه داده بود بدون اما و اگر هر چی میخوام بنویسم شروع کرد به قر زدن .. که چی بنویس چی ننویس ..

که اگه اینو بنویسی این فکرو میکنه یا اون فکر رو ..

دیگه اینجا دفتر خاطراتت نیست که داری توش می نویسی ... داری تو یه دفتر می نویسی که گذاشتیش تو یه کتابخانه عمومی که هر کسی که میشناستت می تونه بخونتش .. و بعد

 دیگه آزاد نیستی داد بزنی .. دیگه آزاد نیستی عصبانی بشی .. اون بالغ درونت نمیذاره ...

نت برات میشه مثل یه مهمونی خانوادگی .. که شاید بهت خوش بگذره .. ولی باید حواست به خیلی چیزا باشه ..

 باید خیلی حرفها رو نزنی ..

می مونی بدون حرف تو یه مهمونی ..

اونم مهمونی که بزن برقصم نداره که سر خودت رو با اون گرم کنی ..
سخته وقتی به نت معتاد میشی ... بعد دز مصرفیت میره بالا ..

 وقتی سالها ازش میگذره و دیگه بالاترین دزشم جوابگوت نیست ...چون ناخالصی پیدا کرده ..
دیگه نمی دونی به چی پناه ببری حالا شده حکایت من

.

.

وقتی ما بانوان اراکی دوچرخه سوار می شویم !! 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 4255


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
مجله موفقیت
پیوندهای نیک
بانک سخن بزرگان و حکیمان
ژان رنو
چهره های ماندگار
حمید مصدق/حسین پناهی/مریم حیدرزاده
سخنان حکیمانه
محفل دوستداران علم و ادب ایران
باید از نو شروع کرد...
پناهسایه ی آسایشی.. پناهم ده
Tora doost daram
دختر اهوازی هستم نه آبادانی !
گفته ها و سخنان حکیمان و اندیشمندان
هرچه بخوای هست
اطلس گیتا شناسی جهان
روزی که از زمین گذشتم
ضرب المثلهای جهان
رایانه - اینترنت - دانلود
نگهبان زمین
بازارچه داغ شایعات
درد دلهای فرهاد
یانگوم - یانگم
ایران امروز
لاله اسکندری
تعبیر خواب
مونا سیرجانی
شادی سلطانی سکوت را برای همیشه شکست
ابرو کمون
در تکاپوی رسیدن به موفقیت
زبان سرخ
دختر تنها
درد بی کسی
در میان باد
شاهکار نهاوندی
شازده کوچولو
دریای خاموش زندگی من
پرونده مختومه
ماه منیر
نوش آفرین
رازی شدید !
دانش دیروز - امروز - فردا
تا دریا راهی نیست ...اما تا دریا شدن راه بسیار است...
شهر من ، شهر گمشده
کتاب و روزنامه دوستان نزدیک من
سنجاق سر
ارتش عشق
سنجاق سر
ارتش عشق
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
فریبا ملک
دری به جهان دیگر
سیصد جمله از اورود بزرگ ، فردریش نیچه و جبران خلیل جبران
hits